| |||||||
|
|
|||||||
| ثبت نام | دعوت دوستان | راهنما | فهرست کاربران | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
سلام عرض شد
اسم تاپیک گویای همه چیز هست در این تاپیک مقالات و مباحث مربوط به نقش والدین در زندگی موفق رو می خوایم بررسی کنیم. ذکر منبع فراموش نشود. ممنون! |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#2 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
فرزانه فولادبند / روانشناس
![]() چگونه محیط خانه را برای درسخواندن بچهها آماده کنیم؟ درس خواندن در محیطی آرام با شرایط مناسب، با تمرکز و یادگیری بیشتری همراه است. نور و رنگ، شیوهی چیدمان، نظم و ترتیب محیطی که در آن مطالعه انجام میشود، در میزان و تمرکز و یادگیری، مؤثر است. رعایت نکات و موارد زیر به شما کمک میکند تا محیط خانه را برای درس خواندن فرزندتان آماده کنید. جایی برای درس خواندن محل مشخصی را در خانه برای درسخواندن فرزندتان در نظر بگیرید و برای تمرکز بیشتر و یادگیری بهتر از او بخواهید همیشه در همان محل مطالعه کند. دقت کنید مطالعه در رختخواب، سر میز غذا یا در حال تماشای تلویزیون، باعث کاهش تمرکز میشود. بهتر است اتاق جداگانهای را برای مطالعه و درس خواندن فرزندتان در نظر بگیرید. در صورتی که این امکان وجود ندارد، گوشهای از خانه را که سر و صدای کمتر، تهویه و نور و روشنایی مناسبی دارد، به این کار اختصاص دهید. نظم و ترتیب نظم و ترتیب و تمیزی محیط مطالعه، باعث افزایش تمرکز و قدرت یادگیری میشود. در ایام امتحان، محیط خانه را تمیز و مرتب نگه دارید. شاید لازم باشد، فرزندتان را در تمیز نگهداشتن اتاق و محل مطالعهاش کمک کنید. نظم در ساعات غذا خوردن، خوابیدن و بیدار شدن هم در این کاهش استرس نقش مهمی دارد و لازم است در ایام امتحانات، بیشتر به این موضوع اهمیت داده شود و همهی افراد خانواده در برقراری این نظم همکاری کنند. نور و روشنایی مطالعه و درس خواندن از فعالیتهایی است که برای انجامش به نور و روشنایی مناسب نیاز است. بر طبق استاندارد، روشنایی موردنیاز برای مطالعه، 400 لوکس است. این مقداری است که میتوان کلمات را به وضوح و بدون نیاز به خم شدن به سمت کتاب از فاصلهی 30 سانتیمتری به راحتی مشاهده کرد. نور نامناسب، موجب خوابآلودگی، نداشتن تمرکز و مشکلات بینایی میشود. نور مهتابیهای فلورسنت، بدترین نوع و نور طبیعی و روشنایی روز، بهترین نوع نور برای مطالعه هستند. در صورت نیاز به استفاده از روشنایی مصنوعی، بهتر است از ترکیب نورهای زرد و سفید که شبیه به نور روز است، استفاده شود. بهتر است تمام این نور به صورت عمومی و در کل فضای اتاق تأمین شود. در صورت کم بودن نور عمومی اتاق، بهتر است برای تأمین روشنایی، از نور موضعی چراغ مطالعه با لامپهایی با نور زرد استفاده شود. برای دید کافی و نیفتادن سایهی دست روی کاغذ، نور باید طوری تنظیم شود که از سمت چپ بتابد. تغییر چیدمان، ویژهی امتحان گاهی اوقات لازم است چیدمان اتاق مطالعه را تغییر داد. مطالعه، نیاز به تمرکز دارد؛ بنابراین بهتر است لوازم، قاب عکس و سایر وسایلی که ممکن است، تمرکز فرزندتان را هنگام مطالعه از بین ببرد، به طور موقت از معرض دید او بردارید. البته بهتر است این کار را با همکاری و نظر او انجام دهید. رفت و آمدها و میهمانیها در ایام امتحانات، بهتر است برنامهی دید و بازدیدها و میهمانیها را کمی تغییر دهید. برای آرامش بیشتر فرزندان، درصورت امکان، شبهای امتحان به میهمانی نروید و میهمان دعوت نکنید. در صورتی که این امکان وجود نداشت، دید و بازدید را به بعدازظهر موکول کرده و برنامهتان را طوری تنظیم کنید که در ساعات ابتدایی شب، محیط خانه شرایط عادی و آرامی داشته باشد. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#3 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
سارا جمالآبادی/ کارشناس خانواده
من این درس را دوست ندارم! اصلاً چرا باید یک سری فرمول را حفظ کنم که به هیچ دردی نمیخورند! من این درس را دوست ندارم! چرا باید یک سری اسم و تعریف بدانم! اصلاً من درس خواندن را دوست ندارم! وای از وقتی کهکار به اینجا برسد که دانشآموزی که پسر، دختر یا خواهر و برادر ما است، ابراز بیزاری از درس و مدرسه را بکند! مخصوصاً وقتی که پا به دورهی متوسطه گذاشته و در این سالهای آخر میخواهد نتیجهی 8 سال رفت و آمد به مدرسه را بگیرد و سال اول دبیرستان، پلهای برای ورود به رشته و شاخهی تحصیلی شود! اما متأسفانه گاهی این اتفاق میافتد و بچهها با ورود به دبیرستان و تغییر مقطع تحصیلی، دچار افت تحصیلی و ضعف درسی میشوند که این مشکل هر چند به نظر خیلی بزرگ و غیر قابل حل میآید، اما آنقدرها بزرگ نیست و اتفاقاً با کمی تلاش و همدلی، قابل حل است. چگونه؟ چرا هندسه؟ چرا شیمی؟ به طور کلی، اگر آدمی دلیل و فایدهی یک کار را بداند، آن را بهتر و بیشتر درک میکند. اگر دلیل در راستای اهدافاش بود و به نفع او، انجاماش آسان میشود و اگر نفعی به حالاش نداشت، انجاماش سخت میشود. حالا این موضوع چه ربطی به حال دانشآموزان دلزدهی اول دبیرستانی دارد؟ اگر او مدام در خانه عنوان میکند که درسی را نمیفهمد و دوست ندارد، نباید با تحکم و بدون دلیل و منطق تنها به او بگویید که مجبور است این درسها را بخواند! بهترین کار این است که دلیل وجود و اهمیت این کتاب و درس را برای او بگویید. اگر هم خودتان نمیدانید، از دیگران سؤال کنید. مثلاً دربارهی درس هندسه، از معلم او بخواهید تا در کنار یاد دادن فرمولها، کاربرد آنها را هم در حاشیهی کلاس برای بچهها بگوید. در این راه میتوانید از کتابهای غیردرسی کمک بگیرید. مثلاً دنبال اسامی افراد مطرح شده در کتابها بروید و نکات جالب زندگی آنها را پیدا کنید و با ذکر آنها برای دانشآموز، در او اشتیاق ایجاد کنید. حتی از افرادی که در این درسها تخصص دارند و یا در حال تحصیل در رشتهای هستند که این درسها را به صورت تخصصی دنبال میکنند، بخواهید تا کاربرد درس مثلاً شیمی، فیزیک و ... را در زندگی روزمره توضیح دهد. رفتار معلم و فضای مدرسه گاهی وقتها احساس دلزدگی از یک درس و بدتر از آن، دلزدگی از درس، نتیجهی فضای نامطلوبی است که دانشآموز در آن قرار گرفته است. دانشآموزان دبیرستانی وارد فضای جدیدی شدهاند. رفتار معلمها با آنها به عنوان یک دانشآموز دبیرستانی فرق کرده است. شاید تا دیروز مورد توجه زیادی از طرف معلم قرار میگرفتهاند، اما امروز حتی با رفتار خشکتری روبهرو میشوند. با کمی کنکاش دربارهی رفتار معلم، میتوانید به این موضوع پی ببرید که احساس بیزاری و یا ضعف درسی دانشآموز به خاطر رفتار معلم است یا نه؟ ضعف درسی بیزاری از درس و مدرسه میتواند نتیجهی ضعف درسی باشد. شاید دانشآموز شما با اینکه تلاش زیادی میکند، اما مثل سالهای قبل، نمرهی خوبی بهدست نمیآورد و همین موضوع باعث ایجاد احساس منفی در او شده است. در حالی که با تغییر روش درسخواندن، کمکگرفتن از فردی چون معلم خصوصی یا دوست همکلاسی که در درس موردنظر قویتر است، میتوان این مشکل را حل کرد. حتی گاهی برای او توضیح دهیم که در دورهی دبیرستان، نمیتوان انتظار نمرههای مقطع قبل را به دلیل سنگینشدن درسها داشت. جدایی از دبیرستان فرزند شما بعد از سه سال و یا حتی بیشتر، از دوستان و همکلاسیهای خود جدا شده و با اینکه سه ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته، نتوانسته خودش را با فضای جدید اخت کند. این هم میتواند دلیل افت درسی او باشد. اما در این صورت چه میتوان کرد؟ الف) اگر امکان دارد، فضایی را فراهم کنید که هر از چند گاهی دوستان قدیمیاش را ببینید. ب) از تجربیات خود دربارهی جدایی از دوستان قبلی و یافتن دوستهای جدید بگویید. پ) نظر او را دربارهی حل این مشکل بپرسید. ت) با مشاوران در این زمینه صحبت کنید و راهکار بخواهید. او را به ارتباط برقرار کردن با همکلاسیهایی که احساس خوبی نسبت به آنها دارد و دوست دارد رابطهای صمیمیتری با آنها داشته باشد، تشویق کنید. اضطراب درسهای زیاد با ورورد به دبیرستان، کتابها زیاد میشوند، دبیرها زیاد میشوند، ساعت مطالعه باید بالاتر برود و این ناخودآگاه میتواند ترسی را ایجاد کند و موجب دلزدگی دانشآموز از درس و مدرسه شود که راه چارهاش، برنامهریزی صحیح برای خواندن درسها است. به او کمک کنید تا برای خواندن درسها و انجام تکالیف، برنامهی درست و اصولی بریزد. اگر اینکار از عهدهی خودتان برنمیآید، از اطرافیان کمک بگیرید و البته نکتهی مهمتر اینکه، بعد از برنامهریزی، روی اجرای برنامه نظارت داشته باشید و او را به عمل کردن به برنامهی درسی عادت دهید. تو اول دبیرستان هستی اگر به کلماتمان دقت کنیم، میتوانیم راهحل مشکلات را بیابیم. اگر از آن دسته از پدر و مادرهایی هستید که مدام در راه خانه راه میروند و میگویند: «تو بزرگ شدی، اول دبیرستان هستی، اینکار مال بچههاست»، باید بدانید این گفتهها اگر همراه با شماتت و سرزنش شوند، میتوانند اثر مخربی بر روح و روان فرزندان ایجاد کنند. او با این حرفها، نه تنها احساس خوبی از بزرگشدن پیدا نمیکند، بلکه میخواهد به گذشته برگردد و امروز خودش را نفی کند. حال اینکه، او چگونه امروزش را نفی میکند؟ با درسنخواندن، لجبازی، پرخاشگری و ... . پس به هیچ وجه این جمله را در قالبی منفی و با حالت شماتت به او نگویید، بلکه سعی کنید با احترام بیشتر با او رفتار کنید و غیرمستقیم به او بگویید که انتظار بیشتری از او دارید. رفتار خوباش را مورد تحسین قرار دهید و از رفتار بدش با این پیشزمینه که: «من انتظار بیشتری از تو داشتم»، انتقاد کنید. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#4 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
دكتر پرویز رزاقی/ روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه
والدین و خانواده، نقش مهمی در آرامش دانشآموزان كنكوری و پیشرفت تحصیلی آنها، چه در دوران تحصیل و چه پس از آن «هنگام آمادگی برای كنكور» دارند. عوامل متعددی در این بین مؤثرند كه به اختصار به آنها میپردازیم: 1- والدین باید به توانمندیهای فرزندشان توجه كنند و از او به همان اندازه، انتظار داشته باشند. 2- عقدهها و مشكلات روانشناختی گذشتهی خودشان را متوجه فرزندان نكنند و آنچه كه خود در آن ناكام ماندهاند را از فرزندانشان نخواهند. 3- دانشآموزان را در قیاس با دیگران قرار ندهند. این مقایسه میتواند برای آنها، آسیبرسان باشد. 4- در مواقع بحرانی، اضطرابی و روانی، با دانشآموز همدلی کنند. 5- فضای مناسبی كه دانشآموز بتواند خودش را در آن فضا قرار دهد و توانمندیهایش را اثبات كند، ایجاد کنند. 6- از تنشها و دعواهایی كه در درون خانواده است و باعث ایجاد استرس در فرزندان میشود، دوری کنند. 7- با مدرسه، ارتباط داشته باشند. از ضعفهای دانشآموز آگاه شوند و برای برطرف كردن و تقویت كردن آنها، بکوشند. 8- بنیهی علمی دانشآموزان را تقویت کنند. گاهی دانشآموز بنیهی علمی ضعیفی دارد، در این صورت با كمك وسایل كمك آموزشی كه والدین در اختیار او قرار میدهند، آن را تقویت میكنند. 9- از خود دفاع و تعریف نکنید. بیان جملاتی مانند «تو دیگه چی میخوای، هر چه خواستی ما در اختیارت گذاشتیم، پس بشین درستو بخون» یا جملاتی مانند «بابات برات زحمت میكشه، 2 تا 3 میلیون برات هزینه كرده» و... این جملات یعنی دفاع و تعریف از خود، والدین باید از گفتن چنین جملاتی بپرهیزند. 10- گاهی خانواده از نظر مالی در حدی نیست كه بتواند فرزندش را به كلاسهای كنكور بفرستد یا كتابها و وسایل كمك آموزشی برایش تهیه كند. در چنین مواقعی توصیه میشود، والدین توانمندیهای فرزندشان را كشف و همانها را تقویت كنند یا با مشاوران ارتباط برقرار کنند كه بتوانند روش درس خواندن را به دانشآموزان تعلیم دهند. راه دیگر آموزش دانشآموز، مبنی بر استفاده از تفكر خلاق است. به عنوان مثال: والدین میتوانند به فرزندشان بگویند، بهترین راهحل من برای این مسأله این است. ضمن اینكه به والدین توصیه میشود، كمتر از كلام آشكارِ ندارم، از كجا بیاورم، همین است كه هست، مگر ما چطوری درس خواندیم و... استفاده كنند زیرا این جملات ساده، اثر روانی بیشتری بر دانشآموز میگذارد. به جای اینها بگویید: «خیلی متأسفم كه نمیتوانم از نظر مالی بهت كمك كنم. اگر نمیتوانم به كلاسهای چند میلیونی كنكور بفرستمت، در عوض برایت cd كمك آموزشی تهیه میكنم یا به كلاس تستزنی میفرستمت.» اینها به دانشآموز نشان میدهد كه والدینش همه تلاششان را برای موفقیت او انجام میدهند. 11- به دانشآموز استرس وارد نكنید. دائم از او نپرسید: خواندی؟ تستت را زدی؟ چند درصد زدی؟ و... در این صورت خانواده همراه با جامعه كه كنكور را غول كرده است، این مسأله را بزرگ نشان داده و به دانشآموز استرس وارد میكنند، در حالیکه خانواده باید جهت آرامش، احساس امنیت و تأمین خاطر دانشآموز تلاش كند. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#5 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
هاجر سلیمانپور/ مشاور خانواده
مسألهی کنکور در خانوادههای مختلف واکنشهای متفاوتی را به وجود میآورد. بعضی از والدین بیتفاوتند و خیلیها کاری به فرزندانشان ندارند. بعضیها اوضاع و شرایط را تسهیل کرده و امکانات لازم را فراهم میآورند. تعدادی از والدین هم حساسیت زیادی به موضوع نشان میدهند و سعی میکنند این حساسیت را در فرزندانشان نیز تقویت کنند. والدینی هم هستند که به دلیل عدم رضایت از نوع فعالیت و تلاش فرزندانشان برای کنکور، از اهرمهای فشار استفاده میکنند. اما مناسبترین روش و بهترین راهکارها برای این مسأله، کدام است؟ واقعگرایی: در حال حاضر جنبههای غیرعلمی و غیرمنطقی زیادی در کنکور وجود دارند که متأسفانه رایج هم میباشند. مشخصترین نمونهی این مشکل، اعلام وضعیت فوقالعاده در آخرین فرصت است. در حالی که از دانشآموزان توقع میرود از همان سال اول متوسطه با تلاش برای درک و فهم مطالب، آمادگیهای لازم را در خود ایجاد و تقویت کنند، اما در عمل برای دانشآموزان، هیچ سالی، سال آخر نمیشود. به این ترتیب، همهی تلاشها، درسخواندنها و انگیزهها در سال آخر جمع میشود. منطق حکم میکند که این روند را روشی عاقلانه و واقعگرایانه ندانیم. اما در هر حال خود این وضعیت، واقعیتی است که باید آن را پذیرفت. بیشتر دانشآموزان با همین روند پا به آخرین سال تحصیلی میگذارند و لذا فشار و سختی زیادی را متحمل میشوند. حداقل میتوان به دانشآموزان پایههای ما قبل توصیه کرد که برای آمادگی در کنکور، عاقلانهتر رفتار کنند و همه چیز را به سال آخر موکول نسازند. منظور ازواقعگرایی در مورد والدین این است که: ● آنها توقعات خود را در خصوص احتمال موفقیت فرزندانشان در کنکور، براساس عوامل منطقی تنظیم کنند. مثلاً از دانشآموزانی که در سالهای قبل، پیشنیاز لازم را کسب نکرده و ضعف پایهای دارند، نباید توقع قبولی در یک رشتهی بالا داشت یا دانشآموزی را که به هر دلیل از جمله، تمایل برای ورود به بازار کار، انگیزهی چندانی برای کنکور ندارد، نمیتوان با اجبار به کنکور علاقهمند ساخت. ● رفتار والدین نیز باید از منطق تبعیت کند. دیده میشود که گاه حساسیت و تب و تاب بعضی از والدین بیشتر از فرزندان کنکوریشان است. باید مراقب باشید که به هیچوجه نقشها جابهجا نشود. اگر کنکور را کار فرزندان خود میدانید، تقلا و حساسیت بیش از حد شما، انگیزههای او را کاهش خواهد داد. ● تقویت انگیزههای درونی: اگر میخواهید همراه خوبی باشید، به تلاشهای مثبت فرزندان خود بیش از نکات منفی توجه داشته باشید و به اصطلاح، انگیزههای درونی او را تقویت کنید. با این کار، حس مسئولیتپذیری او را نیز افزایش خواهید داد. این حرف بعضی از والدین است تا زمانی که فرزندشان کار خود را میکند. کاری به کار او ندارند چون تصور میکنند، وظیفهاش را انجام میدهد. اما به محض این که کوچکترین نشانهی تنبلی و کمکاری را مشاهده کردند، بلافاصله عکسالعمل تندی را نشان میدهند. اتفاقاً قضیه باید برعکس باشد. باید برای زمانی که وظیفهاش را انجام میدهد، به او توجه کنید و نشان دهید که متوجه تلاش او هستید. از طرف دیگر، فرزند شما ممکن است اشتباه کند. گاهی امکان دارد به استراحت نیاز داشته باشد و زمانی هم انگیزهاش را از دست بدهد. اینجا هم شما به جای واکنش تند، باید کمی مدارا و تحمل پیشه سازید و باز دنبال رفتارهای مثبت او باشید نه نشانههای منفی. تأسفآور است که گاهی والدین میگویند، فرزندشان هیچگونه حرکت مثبتی ندارد. آیا واقعاً چنین چیزی امکان دارد؟ آیا این خود نشانهی حداکثر بدبینی نیست؟ اگر چنین تصوری در مورد فرزندتان دارید، به احتمال زیاد شما بیش از حد بدبین هستید، وگرنه همهی انسانها به ملاطفت و مهربانی، واکنش مثبتتر نشان میدهند تا بدبینی و تندخویی. باز یادآوری این نکته برای والدین لازم است که به دنبال رفتارهای مثبت باشید و به دنبال علائم اثبات تنبلی و از زیر کار در رفتن نباشید. ● اجتناب از تنش: حتی اگر حق با شماست، تا حد امکان از ایجاد تنش، درگیری و جر و بحث به خاطر مسائل ریز و درشت اجتناب کنید. ما عادت داریم وقتی مشکل شروع شد، میخواهیم مشکل را همان جا حل کنیم، چیزی که معمولاً امکان ندارد مگر در صورت استفاده از روشهایی غیر از گفتگو. باید یاد بگیرید که دعوا هم زمانهای خاص خود را دارد. بله باور کنید، میتوان زمانهایی را هم برای دعوا تعیین کرد. یک مشکل در فضای آرام، منطقی و مسالمتآمیز بهتر حل میشود تا در محیطی پر از اضطراب و استرس. یقین داشته باشید در یک فضای غیرمنطقی و هیجانی، هیچ مشکلی به کل منطقی حل نخواهد شد. و یک نکتهی فوقالعادهی مهم دیگر اینکه: فرزند شما به خاطر شرایطی که در آن قرار دارد و فشاری که به او وارد میشود، گاهی ممکن است رفتارهای تنش زا از خود نشان دهد. بهانهگیری، نق زدن، رفتار تند و غیرمؤدبانه، بیقراری، سر جر و بحث را باز کردن، توقعات نامعقول و ... از جمله موارد رفتارهای تنشزا هستند. باز شما که در شرایط متعادلتری قرار دارید، بهتر میتوانید هم به آرامش اوضاع و هم به آرام سازی فرزندتان کمک کنید. اگر شما هم بخواهید عکسالعمل نشان دهید، به طور حتم اوضاع از آن چه که هست، بدتر خواهد شد. تجربه نشان داده است که دانش آموز کنکوری در مقاطعی به دلیل استمرار فعالیت، خستگی و یا فشارهای محیطی، دچار افت میشوند. ایام بعد از امتحانات نوبت اول در مورد دانشآموزان پیشدانشگاهی، بعد از ایام عید و نزدیکیهای هفتههای پایانی از جمله مقاطعی است که افت روحیه در آن زیاد دیده میشود. هم والدین و هم دانشآموزان باید مراقب باشند که این افتهای مقطعی را غیرعادی تلقی نکنند و بدانند که این وضعیت گذرا است. والدین در این مقاطع نباید از تقویت انگیزههای درونی، غافل بمانند. ● میانهروی: از قدیم گفتهاند، اعتدال در همه چیز خوب است، حتی در کنکور! در خانوادههای زیادی دیده میشود که به خاطر کنکور فرزندشان، شرایط اضطراری و وضعیت فوق العاده اعلام میشود. هر نوع رفت و آمد خانوادگی ممنوع میشود. بعضی از والدین حتی دید و بازدید عید را قطع میکنند، بعضیها حتی تلویزیون را هم جمع میکنند. این که چنین رفتارهایی تا چه حد ضرورت دارد، جواب قاطعی ندارد، چرا که شرایط خانوادهها فرق میکند. اما باز هم تکرار میکنیم: اعتدال در همه چیز خوب است. مهم رفتارهای تند یکطرفه و حساسیت برانگیز نیست، نکتهی مهم، اعتدال و منطق موجود در رفتارها است. گاه ممکن است یک بار مهمانی رفتن یا دیدن یکی از افراد فامیل و یا حتی یک سفر مختصر، انگیزهای در فرزندتان ایجاد کند که عقبافتادگی چند هفتگی او را جبران کند. تحمل شرایطی سخت و یکنواخت برای مدت چندین ماه، برای هر کسی مقدور نیست حتی اگر خودش رضایت داده باشد، اما چنین شرایطی را فقط برای 2 ماه آخر توصیه میکنیم، نه برای کل ایام کنکور. ● عدم مقایسه: یکی از لطمههای سنگین خانوادهها برای فرزندان، مقایسهی آنها با دیگران است. مقایسه با دوستان، افراد فامیل، فرزندان آشنایانی که قبول شدهاند، اگرچه با هدف ایجاد انگیزه صورت میگیرد، ولی عملاً نتیجهای عکس به بار میآورد و گاه حتی باعث تنفر و بیزاری دانشآموزان نه تنها از کنکور، بلکه هر موضوع مرتبط با آن میشود. مقایسه، روش خوبی برای ایجاد انگیزه نیست و یا حداقل تنها روش ممکن نیست. به جای آن، تقویت انگیزه های درونی را توصیه میکنیم. علاوه بر موارد گفته شده، موارد زیر را نیز والدین باید زمان کنکور نسبت به دانشآموزان رعایت کنند: 1 – محیط خانه را در آستانهی کنکور، آرام و بدون تنش نگه داشته و از به وجود آمدن مسائل تنشزا خودداری کنند. 2 – از رفتن بیش از حد به مهمانی و دعوت کردن میهمان، خودداری کنند. 3 – از انجام کارها و مسائلی که تمرکز دانشآموزان را به هم میزند، خودداری کنند. 4 – به تغذیه و استراحت دانشآموزان توجه کافی داشته باشند. 5 – محیط خانه را گرم و پر نشاط کرده و از این طریق، روحیهی دانشآموز را نیز شاد و پر نشاط نگه دارند. 6 – برخورد ملایم و مناسبی با فرزندان خود داشته باشند. 7 – از تماشای بیش از حد فیلمهای سینمایی و تلویزیون خودداری کنند. 8 – در برخورد با فرزندان، صبور و انعطافپذیر باشند. 9 – مشوق فرزندان خود باشند و از مأیوسکردن فرزندان خود بپرهیزند و به این صورت، اعتماد به نفس را در آنها افزایش دهند. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#6 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
هاجر سلیمانپور/ مشاور خانواده
چــــــرا برخی از دانشآموزان علاقهی زیادی به درس، مدرسه و تحصیل دارند و برخی علاقهمند به این امور نیستند؟ بررسی چگونگی و چرایی این انگیزه، مورد سؤال و بحث بسیار ی از اولیا، معلمان و مربیان است. هر پدر و مادر و یا معلمی دوست دارد در دانشآموز ایجاد علاقه، میل و رغبت به تحصیل را باور کند تا دانشآموز بتواند در امور تحصیل موفقتر و از تحصیل لذت بیشتری ببرد. انگیزه یعنی چرایی و علت رفتار فرد، نیرویی که فرد را برانگیخته و وادار به کاری با میل و رغبت میکند. موفقیت تحصیلی از مسائل مهم آموزشی و روانشناسی است که رابطهی تنگاتنگی با انگیزه دارد. داشتن انگیزه و علاقه به تحصیل و مدرسه از دلایل اصلی موفقیت تحصیلی محسوب میشود. در ایجاد انگیزه به تحصیل که موجب ارتقای موفقیت تحصیلی میشود، عواملی دخیل هستند که از آن جمله میتوان به توان ذهنی، یادگیریهای قبلی، علاقه به دروس خاص و ... از یک سو و از سوی دیگر سطح درآمد خانواده، میزان تحصیلات و نوع شغل والدین، موفقیت اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی خانواده، محیط خانواده و ... اشاره کرد. در بررسی ایجاد انگیزه به تحصیل، باید به عوامل مؤثر درونی و بیرونی فرد توجه کرد. وقتی که پدر و مادر همهی زمینههای علاقهمندی را برای دانشآموز فراهم کردهاند، چه عواملی باعث میشوند که فرزند آنها میلی به درس نشان ندهد؟ در درون او چه میگذرد؟ بعد از شکستهایی که برای دانشآموزان در امور درسی به وجود میآید، توانایی بهرهگیری از این تجربه در افراد متفاوت است. بعضی آنها را زمینهساز پیروزی بزرگ میدانند و عدهای آن را پایان راه و بعضی اصلاً واکنشی ندارند. وظیفهی معلمان و مربیان است که آموزش خوب و ارائهی راهکار و روشهای درست را به دانشآموزان نشان دهند. انگیزش انسانی به دو نوع کلی از انگیزش یعنی درونی و بیرونی تقسیم میشود. انگیزش بیرونی زمانی وجود دارد که افراد به وسیلهی پیامدی که خارجی است و یا از لحاظ کارکردی مربوط به فعالیتی است که در آن افراد درگیر میشوند، برانگیخته میشوند. دانشآموزان که در فعالیتهای مطلوب خود به صورتی فعال درگیر میشوند، برانگیخته شدهاند ولی دلیل این سختکوشی آنان، با ماهیت خود تکلیف ارتباطی ندارد. آنان به این خاطر سختکوش هستند که تکلیف را وسیلهای برای رسیدن به اهداف مطلوب دیگری در نظر میگیرند. در مقابل انگیزش بیرونی، انگیزش درونی وجود دارد بدین معنی که شخص برای انجام موفقیتآمیز تکالیف خود تمایل درونی دارد خواه برای آن ارزش بیرونی وجود داشته باشد و یا نداشته باشد. اگرچه هر دو جهتگیری یعنی انگیزش درونی و بیرونی در اکثر کلاسها وجود دارد، ولی شیوههای عملی مدارس و سیستم کلاسها طوری طرحریزی میشود که جهتگیری انگیزش بیرونی را به صورت افراطی تسریع میکند. یکی از راههای اصل سرعت بخشیدن به انگیزش درونی دانشآموزان برای یادگیری این است که در محیطهای تحصیلی، انگیزش درونی با تغییر موقعیتها، از یک روز به روز دیگر حتی دقیقه به دقیقه ادراکات شایستگی و خود رهبری دانشآموز تغییر خواهد کرد. انگیزش درونی به طور عمده تابعی از احساس کنترل است. معلمانی که در فکر افزایش انگیزش درونی دانشآموزان هستند باید بیاموزند که برای کنترل محیطهای یادگیری خود چگونه برای دانشآموزان فرصتهای واقعی ایجاد کنند. به هر حال آنان باید فرصتهای کنترل را افزایش دهند. متأسفانه استفادهی ناشیانه و ناآگاهانه از روشهای ایجاد انگیزش درونی و بیرونی میتواند مشکلات انگیزشی غیرمنتظرهای به وجود آورد. بروز مشکل عمده به این علت است که بین جهتگیریهای انگیزش درونی و بیرونی رابطهای مثبت وجود ندارد یعنی نمیتوان با افزایش درجهی معینی از انگیزش بیرونی باعث افزایش علاقهی درونی دانشآموز و یک تکلیف شد تا جایی که سطح انگیزش تحصیلی او به بالاترین حد خود برسد. اگر به افرادی که برای انجام فعالیتهای خاصی انگیزش درونی دارند، پاداش داده شود، سطح انگیزش درونی آنها در آن فعالیتها در آینده کاهش خواهند یافت. دو گروه از عوامل در ایجاد انگیزه دخیل هستند که گروه اول مربوط به خود فرد و گروه دوم مربوط به اقدامات مدارس جهت ایجاد انگیزش است. عواملی که خود فرد باید در خود ایجاد کند، عبارتند از: 1- هدفگزینی: تعیین اهداف کوتاهمدت در آغاز هدفها اهمیت بسیار دارد. ابتدا اهداف بایستی شناسایی شوند و واقعی و قابل حصول باشند زیرا دسترسی به آنها غالباً سادهتر است و همچنین حس موفقیت بیشتری را در فرد ایجاد میکند و او را به سوی اهداف بزرگتر رهنمون میسازد. 2- انتظارات: انتظارات ما از خودمان و انتظارات دیگران از ما، میتواند منبع استرس باشد. انتظارات باید واقعی باشند. همچنین باورهایمان دربارهی توانایی دسترسی به اهداف، بایستی مطابق با واقعیات فعلی باشد. انتظار بیش از اندازه از خویشتن باعث کاهش انگیزه میشود. 3- رغبت: آنچه را که مایلید واقعاً به آن دست یابید، مشخص کنید و در جهت آن حرکت کنید. تشخیص اینکه چه چیزی واقعاً در ما ایجاد رقابت میکند، میتواند مفید باشد،ولی ما نمیتوانیم فقط به این اکتفا کنیم. 4- محیط:از موانع موجود در انجام خواستههایتان آگاه شوید. اگر برای مثال سعی کنید که مطالعه را آغاز کنید، محیطی آرام و بدون هرگونه مزاحمت برای مطالعه انتخاب کنید. چیزهایی را که ممکن است تأثیر منفی در انگیزه داشته باشند، بشناسید. مثلاً هنگام مطالعه، عوامل منفی در حفظ انگیزه عبارتند از: تلویزیون، تلفن، رادیو و برنامههای پیشبینی نشده. 5- پاداش یا تشویق: قدردانی از خودتان به خاطر انجام کار موردنظرتان. انجام اهداف واقعی بایستی پاداشی را به دنبال داشته باشد. تشویق، توجه ما را به نتایج پایانی کار معطوف میدارد. 6- راهبردهای دیگر: انگیزه و عملکرد با یکدیگر در تعاملاند. انگیزه منجر به عملکرد بهتر شده و عملکرد بهتر نیز میتواند انگیزه را افزایش دهد. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#7 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
نازنین طیبی /کارشناس ارشد مشاور خانواده
زندگی انسان داستانی واقعی است که اگر دلاورانه بر صحنه آید، به لذتی پیش از آنچه از افسانهها انتظار میرود، منجر میشود و تدارک رسیدن به زندگی آرام و اهداف خوشایند زندگی مربوط به دیروز، به دست همه چیز از حالا شروع میشود. آیا به عنوان پدر یا مادر نقش سازنده و مؤثری داشتهام؟ چهقدر به فرزندم امیدواری و دلگرمی را هدیه دادهام؟ چه تصویر ذهنی در بستر فکری او نقش بسته؟ چهقدر از این نقش را به او دادهام؟ والدین گرامی حتماً میدانید که تصویر ذهنی هر انسانی چهقدر در حس اعتماد و اطمینان او نقش دارد. آیا اکنون این تصویر در فرزند شما نقش گرفته؟ اگر پاسخ شما منفی است، شاید نکات زیر بتواند شما را در این امر یاری کند. چرا که بیشتر دشواریها و نگرانی ما ناشی از شکلگیری ناقص یا عدم شکلگیری این تصویر است. برای این منظور ابتدا: الف) خودمان به احساس بهتری برسیم تا جوانمان از حس خوشایند ما نیرو و انرژی گرفته و مثبت بیندیشد. ب) از انباشتگی ذهنی خود در این ایام، بکاهیم؛ چرا که خستگی ذهن و فشار ذهنی بهنوعی باعث افکار پریشان و درنهایت رفتار نامناسب ما خواهد شد. وقت بیشتری به خانه و فرزاندان اختصاص دهیم. خستگی را با لباس کار از تن بیرون کنیم و سرحال و پرانرژی باشیم. پ) با کاهش انباشتگی، قدرت خوب خود را بالا ببریم. نوجوانان شما در این ایام دچار انباشتگی ذهنی میباشند و بیگمان به یاری شما نیاز دارند. از روش چمدان فکری استفاده کرده و از آنان بخواهید با اولویتبندی به مسائل ذهنی، چمدان انباشته را از وسائل اضافی و غیرضروری خالی کرده و درعوض جایی مناسب برای مسائل فوری و مهم باز کنید. هرچهقدر شما پذیراتر باشید، قدرت جذب آنان را افزایش خواهید داد. ذهن آشفتهی آنان را نظم و انظباطی با نرمی و همدلی خواهید داد. ج) شما چه فکری میکنید؟ همان را انجام خواهید داد. پس طرز تلقی و افکار مثبت، انسان را به عرش میرساند و برعکس افکار و برداشت منفی، باعث غرقشدن در دریای نومیدی است. از کلمات امیدبخش، امیدوارکننده و تسلیبخش بدون مقایسه و سرزنش استفاده کرده و هرگز فکر خود را بلند بیان نکنید. زیرا فکر ما میتواند ناشی از احساس ما باشد و گاهی احساس ما سخت دراشتباه میباشد. د) به فرزندانمان که سالی پرتلاش را پشت سرنهادهاند، آموزش دهیم که حساب شخصی برای خود باز کنند. نیازی نیست که حتماً در آن پولی باشد، بلکه با احساس، رفتار، اندیشهی مثبت خود میتوانند به این حساب افزوده و هرگونه ناامیدی و دلسردی، بهمنظور برداشت از حساب شخصی محسوب شود و هر هفته محاسبه کنید که چهقدر از حساب برداشتهاند و یا چهقدر افزودهاند. درصورت افزودن حساب تشویق شوند. ذ) برای انتخاب فرزندانتان ارزش قائل باشید و در این روزهای پایانی هرگز وی را دچار تردید نکنید سعی کنید اگر بهمشکل برخوردید، از مشاوران و متخصصان این امر کمک بگیرید و چرا که تجربه نشان داده است فرزند شما نیاز به حمایت عاطفی شما دارد نه حمایت تخصصیتان. ر) فضای خانه را آرامتر از گذشته کنید. چرا که نوجوان پس از مطالعهی طولانی برای پردازش اطلاعات در ذهن خود بهسختی مشغول است. یکی از مؤثرترین شیوهها، آرامبودن فضای خانه و آلودهنکردن این حریم مقدس به درگیری، مشاجره و .... و فشار یا ضربهی روحی است. از روش توقف بگو و مگو، در این مواقع استفاده کرده و جزو قانون خانه محسوب شود. ز) به زندگی او در این فرصت کم، معنا دهید چرا که معنای موفقیت بنا بر تعاریف والدین، متفاوت میباشد؛ ولی موفقیت در این است که اراده و درگیری ذهنیمان به هدفمان معطوف شود. پس هدف را بزرگتر و مقصد را شفاف و جوان را توصیف کنیم. (تو میتوانی به چیزی که میخواهی برسی حتی اگر از تو فاصله داشته باشد.) توصیهی آخر به والدین که تعادل چهار بعد زیر را، به فرزندان یادآوری کنند: بعد جسمی: غذای سالم، خواب و استراحت کافی. بعد ذهنی: کمک به تغییر وضعیت یکنواخت فرد، رجوع به کتابخانه، عوضکردن پیامهای داخل اتاق، دستور توقف درصورت خستگی بسیار. بعد احساسی: همدلی و تفاهم بیشتر با جوان و تشویق به شادبودن و بهکاربردن خنده. چرا که خنده برای بالا بردن خلاقیت، کاهش استرس، کاهش مقاومت بسیار مفید است. نکات خندهدار، فیلمهای کوتاهی که انرژیزا است برای زمانهای استراحت مهیا کنید. بعد معنوی: احساس نزدیکی و تکیهگاه معنوی را تقویت کنید. دعا و نیایش، مراقبهی کوتاه و استفاده از ریلکسیشن را جداً رعایت کنید. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#8 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
بدون تردید نقش خانوادهها را در موفقیت تحصیلی دانشآموزان نمیتوان نادیده گرفت. بسیاری از روانشناسان، نقش والدین در كاهش استرس را این میدانند که فرزندان را تهدید نكنند و به آنها توجه دهند. تلاش آنها برای والدین، مهم تر از هرگونه موفقیتی است.
در عین حال، خانوادهها نباید از دانشآموزان انتظاری بیش از حد توانشان داشته باشند. فراهم كردن شرایط زندگی به گونهای كه دانشآموز فرصت كافی برای مطالعه و استراحت داشته باشد و همچنین ایجاد محیطی امن همراه با آرامش، از دیگر وظایف خانوادهها درخصوص كاهش استرس كنكور است. از طرفی خانوادهها نباید فرزندانشان را با دیگران مقایسه كنند زیرا با اینكار، استرس در آنها بیشتر میشود. توصیههای کلیدی به والدین 1- به کارهای مثبت و خوب فرزندتان (هر چند کوچک) توجه نشان دهید و از او قدردانی کنید تا انرژیاش بیشتر شود. 2- فضای شاد و مهربانانهای را در خانه فراهم کنید. اگر فرزند شما شاهد رابطهی گرم و محبتآمیز افراد خانواده باشد، تمرکز و آرامش بیشتری خواهد داشت و بهتر درس میخواند. 3- از طرح مسائل اختلاف برانگیز و درگیریهای لفظی و رفتاری با اعضای خانواده، جداً خودداری کنید. 4- مسائل و مشکلات خانوادگی و اقتصادی و اجتماعی را در ایام امتحان، وارد فضای خانواده نکنید چون آرامش و تمرکز فرزندتان را کم میکند. 5- از تذکرات مداوم به فرزندتان در مورد درسخواندن و عواقب نخواندن درس پرهیز کنید چون تمایل او را به خواندن درس کمتر میکند. 6- خطاها و اشتباهات فرزندتان را بزرگ نکنید و با احترام و آرامش او را به جبران آن خطا تشویق کنید. 7- اعتماد خود را به توانایی او برای جبران و بهتر شدن، با خوشحالی و شادی اعلام کنید و از ابراز انتظارات خارج از توان فعلی او خودداری کنید چون موجب افزایش اضطراب میشود. 8- به احساسات درونی او (ترسها و نگرانیها و آرزوهایش...) احترام بگذارید و به درد و دلهای او توجه داشته باشید. گوش مهربان و شنوای شما او را آرام میکند و به او انرژی میدهد. 9- از سرزنش و تحقیر فرزندتان پرهیز کنید چون انرژی او را میگیرد و او را به رفتار منفی تحریک میکند. 10- از به کار بردن نسبتهای منفی (مثل تنبل، پررو، قدرنشناس، بینظم و...........) در مورد فرزندتان پرهیز کنید چون عواقب خوبی در پی ندارد! اصولاً نسبت منفی، فرد را وادار به تکرار رفتار منفی میکند. 11- در ایام امتحان تا آنجا که ممکن است، فضای خانه را برای درسخواندن آرام نگه دارید. میتوانید مهمانی رفتن و مهمانی دادن را به بعد از امتحانات موکول کنید. 12- به جای گفتن بدیها و نابسامانیهای جامعه و خانواده، به رفتارهای خوب و اقدامات مثبت و فضاهای امیدبخش توجه کرده و آنها را برای یکدیگر بازگو کنید تا روحتان پراز شادی و نشاط شود. 13- برای کمک به فرزندتان در امور درسی آماده باشید و اگر در خواست کمک کرد، به او کمک کنید اما در کار درسی او دخالت نکنید. 14- هنگام کمککردن به فرزندتان در درسها، به تواناییهای او توجه کنید و نقاط ضعف او را با مهربانی یادآوری کنید و کمک کنید که تواناییاش را نشان دهد. 15- در کمکرسانی به فرزندتان، از بیحوصلگی و بداخلاقی و جر و بحث و تحقیر و سرزنش و منتگذاشتنبه شدت پرهیز کنید. 16- به تغذیه و استراحت و بهداشت و خواب فرزندتان توجه لازم داشته باشید. 17- پدر و مادر موفق، ترسها و نگرانیهای خود را با خداوند مهربان در میان میگذارند و از دریای پرمهر او طلب آرامش و متانت و امید میکنند و با چهرهای پراز امید و اعتماد به موفقیت فرزندشان، با آنها روبهرو میشوند، تا آنها هم شاهد لطف و مهربانی الهی باشند. 18- با مسؤولان آموزش و مشاور دبیرستان ارتباط مداوم داشته باشید و از نظرات آنها در مورد وضعیت درسی و رفتاری فرزندتان اطلاع دقیق به دست آورید. 19- هر روز صبح برای فرزندتان از خداوند مهربان طلب موفقیت و سلامتداشته باشید و او را به خدای بزرگ بسپارید که بهترین یاور و بهترین نگهبان است. 20- به جای اصرار بر قبولی در کنکور و وارد کردن فشار روحی و استرس به فرزندتان، به روند فعالیت درسی و خلاقیت رفتاری او توجه کنید. 21- در آغاز امتحانات بهویژه برای موفقیت فرزندتان در کنکور، جشنی در خانه برپا کنید و از خداوند حمایت همه جانبه و موفقیت فراوان را بخواهید. 22- در صورت مشاهده هر وضع و رفتار نامناسب،با یک مشاور تحصیلی یا یک روانشناس مشورت کنید. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#9 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
چرا این همه ناراحتی؟
زودرنج و عصبی شده و بیخود و بیجهت زیر گریه میزند. گاهی شب تا صبح بیدار است و چراغ اتاقاش روشن! گاهی وقتها هر چه میخوابد، انگار باز هم خواباش میآید. آیا شما هم با این حالتها در دانشآموز پیشدانشگاهی خود روبهرو شدهاید؟ اگر اینطور است باید بدانید طبیعی است چون او فشار زیادی را تحمل میکند. شاید بگویید نه! او بیخیال است و اصلاً برایش مهم نیست که امسال کنکور بدهد اما ما به شما میگوییم ممکن است حرف شما درست نباشد چون هر کدام از ما در هر شرایطی یک نوع واکنش را برای مقابله نشان میدهیم. پرخوابی هم میتواند مثل کمخوابی نشانه استرس باشد. در این حالت چه باید بکنید؟ آنچه میخواهیم در این قسمت با هم مرور کنیم، راهکارهایی است برای خانواده و دانشآموز در راه رسیدن به یک آرامش نسبی! نباید از یاد ببریم که در هول و هراس نمیتوان کاری را به خوبی انجام داد. خانوادهها بدانند 1- اگر رابطه خوبی با او دارید، این حالت غیرطبیعی را با او در میان بگذارید. شاید او از چیزی احساس ناراحتی میکند. شاید فضای خانه یا مدرسه برایش مشکلی به وجود آورده است. شاید از قبول نشدن درکنکور میترسد. شاید از رشتهای که میخواند احساس رضایت ندارد و میخواهد به نوعی آن را با شما در میان بگذارد. این فضا را برای او مهیا کنید تا از مشکلاتاش برای شما بگوید. اگر احساس میکنید ناتوان از حل این مشکل هستید، حتماً با مشاوری در میان بگذارید و از کمک فرد دیگری استفاده کنید. بدانید ناراحتی او باعث ناراحتی و تنش در جو خانواده و دست آخر، نتیجه نامطلوب در امتحانها و کنکور میشود. 2- به خودتان نگاهی بیندازید. آیا به عنوان پدر و مادر، به جای اینکه او را سرشار از آرامش کنید، او را به دایره فکرهای ناامیدکننده نمیاندازید؟ مثلاً همین جمله کوچک را نمیگویید که «اگر قبول نشوی؟!» یا «تو حتماً باید پزشکی یا مهندسی قبول شوی؟!» بهتر است به جای این حرفها، در کنار او باشید و بگذارید با آرامش این دوران را سپری کند اگر او واقعاً تلاشاش را میکند، نیازی به این حرفهای شما نیست. 3- اما میخندید و میگویید، او اصلاً درس نمیخواند. من نمیخواهم دانشگاه بروم. شما هم از کوره در میروید، و کار را از این که هست بدتر میکنید. اما راه چاره: دلیل این کارش را بپرسید. شاید واقعاً برنامه درستی برای زندگیاش دارد. شاید میخواهد وارد بازار کار شود. و کاری هم پیدا کرده است. اما اگر اینطور نیست و هیچ برنامهای ندارد و هیچ کار مفیدی هم نمیکند، در یک موقعیت مناسب که هم حال شما خوب است و هم او حوصله دارد، با هم بنشینید و از آیندهای که برای خودش متصور شده، حرف بزنید. بهتر است او را به فکر کردن درباره آیندهاش بیندازید و او را مطمئن کنید که اگر برنامه درستی را پیش رو بگیرد، شما هم از هیچ کمکی دریغ نمیکنید. دانشآموزان بدانند ● حرفتان را نخورید. بدانید فرصت اینکه اعصابتان را خراب کنید و حرفتان را مخفی کنید، ندارید. اگر از چیزی احساس ناراحتی میکنید، آن را رُک و راست با فردی از اعضای خانواده که به او اطمینان دارید، در میان بگذارید. مطمئن باشید با این روش میتوانید نتیجه بهتری از درسخواندن بگیرید چون تمرکز بیشتری بر درسها دارید. ● اگر خودتان هم احساس میکنید زودرنج شدهاید، بیطاقت شدهاید و ... چند کار را میتوانید انجام دهید: ● بر غذا خوردنتان توجه بیشتری داشته باشید. ● دم دستتان همیشه لیوان آبی بگذارید تا بنوشید. ● گاه روی زمین دراز بکشید. دستهایتان را باز کنید. نفس عمیق بکشید و مدام و در ساعات طولانی، پشت میز و در یک جای ثابت ننشینید. ● برای خودتان یک شاخه گل بخرید و روبهرویتان بگذارید و چند دقیقه یکبار به آن نگاهی بیندازید. ● دوش بگیرید. لازم نیست مدت طولانی صرف حمام کنید. وقتی خستهاید، یک دوش 5 دقیقهای بگیرید تا بتوانید پرانرژی به سراغ درسهایتان بروید. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
|
|
#10 |
|
تاریخ عضویت: Jan 2011
نام واقعي: امیر
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 1,232
سپاس ها: 2,642
سپاس شده 2,898 بار در1,153 پست
|
تقریباً سه ماه از سال گذشته است. سالی که مهمترین سال تحصیلی است. خستگی را میشود توی چشم همه اعضای خانواده دید. از خودم که دانشآموز پیشدانشگاهی هستم تا مادرم، پدرم حتی خواهر کوچکترم احساس خستگی میکنند. مهمانیها همه تعطیل شده، نه کسی میآید، نه کسی میرود. مسافرتها که تقریباً دو سالی است در برنامه خانوادگی ما جایی ندارد.
دیروز پدرم گفت: «همه این سختیها را به خاطر «تو» تحمل میکنیم». این جملهاش مثل وزنه سنگینی روی دوش من افتاد. با خودم گفتم اگر قبول نشوم، چه میشود. دنیا دور سرم چرخید، پدرم را میدیدم که ناراحت و عصبانی است. مادرم را میدیدم که زیر زیرکی گریه میکند و خواهرم که مدام صفحه روزنامه را دنبال اسم من زیر و رو میکند ... . راستی اگر من دانشگاه قبول نشوم، جواب پدر و مادرم را چه بدهم؟! این سؤالی است که ذهن خیلی از کنکوریها را به خودش مشغول میکند. آنها از خود میپرسند، اگر دانشگاه قبول نشوم، چه میشود؟ بعد شروع میکند به تصور کردن آن روزی که دانشگاه قبول نشدهاند، تصویر پدر را میبینند، تصویر خواهر و عمه و عمو را میبینند، خودشان را میبینند ... . از نگاهی دیگر، پدر و مادرها هستند که این سؤال را از خود میپرسند: اگر او دانشگاه قبول نشود؟ بعد شروع میکنند به تصور کردن فرزندانشان که ناراحت و خسته باید شروع به درس خواندن کند، خودشان را تصور میکنند که دوباره باید خیلی از برنامههای اصلی زندگی معمول را تغییر دهند. آن وقت با این تصورات هر دو طرف، هم پدر و مادر و اعضای خانواده و هم خود فرد خستهتر از آنچه که هست میشود و بهتر از همه اینکه، دانشآموز انرژی لازم را برای ادامه را از دست میدهد و یا با انرژی کمتری برنامههایاش را دنبال میکند و این موضوعی است که میخواهیم با همدیگر به حل آن بپردازیم. یعنی جلوگیری از خستگی مضاعف و ترس از آینده. اما چگونه؟ 1- منت نگذاریم اگر به اول متن برگردید، میبینید فرد کنکوری«منظورمان همان دانشآموز پیشدانشگاهی است»، با این جمله پدر که: «همه این سختیها را به خاطر تو تحمل میکنیم»، احساس بدی را پیدا میکند. احساس سنگینی که به گفته خودش، شانههایاش را سنگین میکند. اعضای خانواده باید به یاد داشته باشند که اگر شرایط سختی را متحمل میشوند، تنها به خاطر فرد کنکوری نیست بلکه به خاطر خودشان است. چرا؟ چون موفقیت یکی از اعضای خانواده – البته اگر همه اعضا همبستگی با هم داشته باشند- موفقیت همه است و خانواده قبول کرده که همه هزینههای مادی مثل کلاس کنکور، مدرسه خوب، تهیه کتاب و .... و هزینههای معنوی مثل به تعویق انداختن مهمانی و مسافرت، رعایت سکوت و نظم در خانه و ... را بپردازند. از طرف دیگر، فرد کنکوری و دانشآموز پیشدانشگاهی هم باید بداند که اگر او امروز متحمل تلاش بیشتری میشود، فقط به خاطر خودش است. شاید کار و تلاش او مورد تقدیر خانواده و اطرافیان هم قرار بگیرد اما نفع این تلاش اول از همه متوجه خودش میشود. او است که امکان تحصیل پیدا میکند، در جامعه مورد توجه بیشتری قرار میگیرد، شانس یافتن شغل برایش بیشتر میشود و ... . پس نتیجه اول: منت نگذاریم چون همه ما قرار است از این پیروزی شیرین، سهمی داشته باشیم. 2- تصورات خوب داشته باشیم «اگر قبول نشوم چه میشود؟» «اگر قبول نشوی چه میشود؟» همه این اگر و اماها را دور بریزید و کاملاً مثبت فکر کنید. به جای اینکه بخواهید با این جملههای مأیوسکننده خود را سرگرم کنید، برای خود و اعضای خانوادهتان فردای خوبی را تصور کنید. مثلاً تصور کنید که در حال خطکشیدن دور اسم خود در روزنامه هستید. تصور کنید سر کلاس درس دانشگاه نشستهاید و یا تصور کنید جزو رتبههای برتر هستید. چرا که نه. اگر هم نمیتوانید تصور مثبتی داشته باشید، لااقل تصورهای منفی را خنثی کنید. چگونه؟ به این مثال دقت کنید: تصور: اگر دانشگاه قبول نشوم! جوابهای ذهنی: 1) دوباره شروع به درسخواندن میکنم. 2) راه دیگری را انتخاب میکنم. مثلاً دنبال کار میروم. 3) رشته تحصیلیام را عوض میکنم. واقعیت این است که کنکور تنها یک گزینه است و شما میتوانید گزینههای دیگر زندگی خودتان را امتحان کنید و به قول معروف، هیچوقت با هیچ امتحانی دنیا به آخر نمیرسد. 3- به همدیگر زنگ تفریح بدهیم خسته شدهاید؟ ایرادی ندارد. در این خستگی به هیچ کاری ادامه ندهید. اگر دانشآموز هستید، کمی به خودتان فرصت رفع خستگی بدهید. به ورزش بروید یا قرار یک تفریح دوستانه را بگذارید. اگر خانواده این فرد کنکوری هستید، با هم یک پیکنیک کوچک را ترتیب دهید، به سینما بروید و یک فیلم خوب و امیدبخش ببینید. خود را گاهی از قید و بندها و برنامههای منسجم رها کنید تا بتوانید با انرژی بیشتری به راه و کارتان ادامه دهید. 4- حرف زدن با برندهها این هم یک راهکار ویژه است برای شما که کمی احساس خستگی میکنید. حتماً در اطراف شما خانوادههای زیادی هستند که سالهای قبل، دانشآموز پیشدانشگاهی داشتهاند. با کمی دقت، یکی از آنها را که در این راه موفق بوده، انتخاب کنید و به دیدارشان بروید. حتی شده در حد گفتگوی تلفنی با هم صحبت کنید و از پیشنهادهایشان برای این مدت استفاده کنید؛ چرا که آن ها این دوره را گذراندهاند و با پیچ و خم این راه آشنا هستند. شما میتوانید با دیدن آنها – خصوصاً اگر افرادی مثبتاندیش باشند- انرژی بگیرید و با شنیدن کارهایی که در طول این مدت انجام داده و روزها و شبهایی که گذراندهاند، خستگی را از تن بیرون کنید. مثلاً یکی از دانشآموزان پیشدانشگاهی که دانشآموز متوسطی بود و فکر میکرد نمیتواند به رتبهای خوب برای ورود به دانشگاه دست پیدا کند، با دیدار یکی از رتبههای دو رقمی کنکور متوجه شد او نه تنها وضعیت مشابه تحصیلی و خانوادگی با این فرد موفق در کنکور دارد، بلکه در بعضی از درسها از او قویتر است و همین موضوع باعث شد با اطمینان بیشتری به درسخواندن ادامه دهد و احساس ضعف نکند. سایت گزینه دو |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید Amir تشکر کرده است . |
![]() |
| به اشتراک بگذارید |
| برچسب ها |
| موفق, موفقیت, نقش, تحصیلی, خانواده, در |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
| محل لینک شما | بانک نرم افزار | به دلیل الگوریتم جدید گوگل تبادل لینک دو طرفه نداریم . |